سيد محمد باقر برقعى

528

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اعتماد السّلطنه ، محمود خان صبا را چنين معرفى مىكند : « امروز اوّلين فاصل ممالك محروسهء ايران است . در فنون ادب و علم و حديث و معرفت تفسير و عروض و قافيه و نظم شعر و انشاى رسائل و صناعت تاريخ و سير و محاضرات و ادوات منادمت و موادّ محاورهء سلاطين و اساطين به ضميمهء حصافت عقل و اتقان عقيدت و متانت فكر و حسن خلق و خصايص ديگر نادرهء فلك و فرد سيّارهء ارض مىباشد . . . » اينك چند نمونه از نظم او : نقش‌نگاران بيدبنان ، دست‌فشانى كنند * فاختگان ، قافيه‌خوانى كنند تودبنان ، وقت نسيم سحر * بر سر ما ، نقل‌فشانى كنند بر روش باد شمال ، ابرها * هر طرفى ، پيل‌دوانى كنند سرو بنان ، شادتن و شادكام * از پس هفتاد ، جوانى كنند رفته ، كه سرهاى كدوبن به باغ * بر تن و بر دوش گرانى كنند نرگسكان ، غمزه زنند آشكار * سنبلكان ، عشوه نهانى كنند تا مگر از گل ، بستانند كام * بلبلكان ، چرب‌زبانى كنند نقش‌نگاران ، چمن باغ را * خوب‌تر از نامهء مانى كنند . . . صد بهار تا كه آن لعل بدخشى را تو خندان كرده‌اى * قيمت او را ز خندانى دوچندان كرده‌اى كرده‌اى بر گِردِ مه خطّى ز مشك تبّتى * و رندان يك نقطه از لعل بدخشان كرده‌اى از سپيدى روى خود كردستى از جنس وصال * وز سياهى موى خود از جنس هجران كرده‌اى تو از اين‌سان باغبانى از كجا آموختى ؟ * كه به برگ لاله پيوند ، ضميران كرده‌اى مر مرا گفتى بهاى بوسهء من جان توست * مىتوان گفتن كه نرخ بوسه ارزان كرده‌اى از برِ سيم سپيد افكنده‌اى مشكِ سياه * لختى از مه را به ابر تيره پنهان كرده‌اى